*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > افق پارسایی > افق پارسایی5 


افق پارسایی5 شماره خبر: ٣٤٣١٥٥ ١٠:٠١ - 1393/03/13    ارسال به دوست نسخه چاپي


اسوه‌ای برای نمازگزاران


امام به اقامه نماز در اول وقت شرعی خیلی اهمیت می‌دادند در آخرین روز عمر مبارکشان از صبح آن روز مرتب از ما سؤال می‌کردند که چه‌قدر به اذان ظهر مانده است و چون ساعت دم دست‌شان نبود و آن‌قدرت را نداشتند که به ساعت نگاه کنند، یک‌ربع به یک‌ربع از ...


٭ رعایت وقت نماز در آخرین روز

امام به اقامه نماز در اول وقت شرعی خیلی اهمیت میدادند در آخرین روز عمر مبارکشان از صبح آن روز مرتب از ما سؤال میکردند که چهقدر به اذان ظهر مانده است و چون ساعت دم دستشان نبود و آنقدرت را نداشتند که به ساعت نگاه کنند، یکربع به یکربع از وقت نماز از ما میپرسیدند؛ نه بدانجهت که نمازشان قضا نشود، بلکه به خاطر اینکه نماز را در اول وقت بخوانند. نزدیک مغرب که در حال بیهوشی بودند، یکی از دکترها گفت شاید آقا را به وسیله نماز بشود بههوش آورد و لذا بالای سرشان رفت و گفت: آقا وقت نمازه؛ یکدفعه امام بههوش آمدند و با اشاره دست نماز مغرب و عشا را خواندند.

(تا مرز عصمت، غلامعلی رجایی/۷۷)

 

٭ ناراحتی از 10 دقیقه تأخیر در نماز

حجةالاسلام انصاری میگوید: امام خمینی در یکی از روزهای اخر عمرشان میخواستند بخوابند به من گفتند اگر خوابیدم اول وقت نماز بیدارم کن. گفتم: چشم! دیدم اول وقت شد و امام خوابیدهاند. حیفم آمد که صدایشان بزنم عمل جراحی شده و سرم بهدست بودند؛ گفتم صدایشان نزنم. چند دقیقهای از اذان گذشت و امام بیدار شده چشمهایشان را باز کردند و گفتند وقت نماز شده است؟ گفتم: بله. امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟ گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. فرمود: مگر به شما نگفتم؟ ایشان سپس فرزندشان را صدا زدند که احمد بیا و فرمودند: ناراحتم از اول عمر تا حال نمازم را اول وقت خواندم، چرا الان که پایم لب گور است ده دقیقه تأخیر افتاد؟

(حیات عارفانه فرزانگان/14)

 

٭ برنامه‌ات را برای خواندن نماز در اول وقت تنظیم کن

یکی از نزدیکان امام میگوید یک شب ساعت هفت بود که رفتم منزل امام. وقتی خلاصه اخبار را شنیدم بعد با عجله گفتم: بلند شوم نمازم را بخوانم. وقتی نمازم را خواندم و برگشتم خدمت امام، آقا گفتند: من احساس میکنم مسئولم اگر به تو نگویم. من مطلبی را میخواهم به تو بگویم- فکر میکنم دستشان را زدند روی سینهشان- گفتند: اگر نگویم میترسم مسئول باشم. شما چرا اینقدر اهمال میکنی به نمازت؟ گفتم: من بیرون بودم، دانشکده علوم بودم. بعد از آنجا هم جای دیگری رفتم بعد از آنجا به منزل آمدهام. امام گفتند: نه برنامهات را جوری کن که نمازت اول وقت باشد. میدانی نماز ستون دین است و اگر نماز قبول نشود به هیچ عبادتی نگاه نمیکنند. من گفتم: خداوند وقت وسیع برای ما قرار داده است. ما خودمان نباید ضیقش کنیم. من فکر میکردم اهمال به این است که ما گاهی بخوانیم، گاهی نخوانیم، نه اینکه به اصطلاح نماز در اول مغرب نباشد و ساعت هفتونیم یا هشت باشد. ولی امام گفتند: نهخیر عدم اهمال و خفیف نشمردن به این است که شما هر کجا هستید نماز اول وقتتان را بخوانید.

(420 داستان از نماز و عبادت امام خمینی/ 41)

 

٭ نماز اول وقت در روز شهادت فرزند

روزی که شهید مصطفی خمینی، در آبان سال 1356 به شهادت رسیدند، ظهر علمای نجف جهت اعلام تسلیت به امام خمینی، به محضر ایشان رسیدند.

فضای سنگینی بر خانه امام حاکم شده بود. مردم به امام اعلام تسلیت می‏کردند و فاتحه‏ای نثار روح آقامصطفی می‏کردند. هنگام اذان ظهر فرا رسید، امام از جای خویش برخاستند، وضو گرفتند و بهسوی مسجد جامع انصاری رهسپار شدند. مهمانان از این حرکت امام غافلگیر شده بودند، کسی فکر نمی‏کرد که امام آن روز را براى اقامه‏ نماز به مسجد برود. مردم شهر نجف وقتى فهمیدند امام به مسجد آمده، گروهگروه براى عرض تسلیت به مسجد وارد شدند. مردم وقتى امام را مى‏دیدند که به صلابت کوه ایستاده و گریه نمى‏کند، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند و گریه مى‏کردند. امام با آرامش و وقار نماز ظهر و عصر را خواندند و پس از نماز، در مسجد روضه‏خوانى شروع شد.

(40 داستان درباره نماز و نمازگزاران/ 15)


خروج




يکشنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام