*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > افق پارسایی > افق پارسایی4 


افق پارسایی4 شماره خبر: ٣٣٩٢٦٢ ١١:٢٩ - 1393/01/23    ارسال به دوست نسخه چاپي


مسلمان‌شدن به بركت نام حضرت فاطمه(س)


روزي يك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود، محضر مرجع فقيد شيعه، آيةالله‌العظمي سيدمحمد‌هادى ميلانى(ره) وارد شدند، پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده‌ايم به شرف اسلام نايل شويم. حضرت آيةالله ميلانى فرمودند: علت چه چيز است؟ آن مرد عرض كرد: پهلوى دخترم كه ...

روزي يك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود، محضر مرجع فقيد شيعه، آيةالله‌العظمي سيدمحمد‌هادى ميلانى(ره)  وارد شدند، پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده‌ايم به شرف اسلام نايل شويم. حضرت آيةالله ميلانى فرمودند: علت چه چيز است؟

آن مرد عرض كرد: پهلوى دخترم كه در محضر شما نشسته در حادثه‌اى شكست و استخوان‌هايش خورد شد، چنان كه پزشكان از معالجه او عاجز شدند و گفتند: بايد عمل شود، ولى عمل، خطرناك است. دخترم راضى نشد و گفت: اگر در بستر بميرم بهتر از آن است كه در زير عمل از دنيا روم. به هر حال او را به خانه آورديم. ما يك خدمتكار ايرانى داريم كه او را «بى‌بى» صدا مى‌زنيم، دخترم به او گفت: من تمام اندوخته مالى خود را راضى هستم بدهم كه صحت به من برگردد، اما فكر مى‌كنم بايد ناكام و با دل پر غصه بميرم. بى‌بى گفت: من يك طبيب را سراغ دارم كه مى‌تواند تو را شفا دهد. دخترم گفت: حاضرم تمام پول و موجوديم را به او بدهم. بى‌بى گفت: تمام آن‌ها براى خودت باشد، بدان من علويه‌ام و جده من زهرا(س)  است كه پهلوى او را به ظلم شكستند، تو با دل شكسته و اشك جارى بگو: يا فاطمه زهرا، مرا شفا ده.

دخترم با دل شكسته شروع كرد به صدا زدن و از آن بانوى معظمه يارى خواستن. بى‌بى هم در گوشه خانه با گريه مى‌گفت: يا فاطمه زهرا، اين بيمار آلمانى را با خود آورده‌ام و شفاى او را از شما مى‌خواهم. مادر جان! كمك كن و آبروى مرا نگه‌دار.

آن مرد اضافه كرد: من هم از ديدن اين واقعه در گوشه حياط منقلب شدم و گفتم: اى فاطمه پهلو شكسته!

ديدم دخترم قدرى ساكت شد، ناگاه مرا صدا زد و گفت: پدر! بيا كه دردم ساكت شده. جلو رفتم و ديدم او كاملاً شفا يافته. گفت: الان در بحر بودم، بانوى مجلله‌اى نزدم آمد و دست به پهلويم كشيد. گفتم: شما كيستيد؟ فرمود: من همانم كه او را مى‌خوانى.

دخترم برخاست و راحت شد و دانستم كه اسلام حق است. حالا به ايران آمده‌ايم و به خدمت شما رسيده‌ايم تا مسلمان شويم.

مرحوم آيةالله‌العظمي ميلانى(ره)  و حاضرين از اين کرامت فاطمي مسرور شدند و شهادتين و ساير امور اسلامى را به او آموختند و آنان با نورانيت اسلام رفتند.

فضايل‌الزهرا/109ش


خروج




پنج شنبه ٢١ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام