*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > افق پارسایی > افق پارسایی 11 


افق پارسایی 11 شماره خبر: ٣٨٤٥٧٠ ١٤:١٤ - 1395/08/04   اجتهاد شهید آیةالله‌ مطهری‌ قدس‌سره شهید آیةالله‌ مطهری‌ قدس‌سره  ارسال به دوست نسخه چاپي


اجتهاد شهید آیةالله‌ مطهری‌ قدس‌سره شهید آیةالله‌ مطهری‌ قدس‌سره

اجتهاد واقعی


مرحوم آقای حجت (آیةالله‌ العظمی سید محمد حجت کوه‌کمری قدس‌سره ) یک‌وقت حرف خیلی خوبی درباب اجتهاد زد. گفت: اجتهاد واقعی این است که وقتی یک مسئله جدید که انسان هیچ سابقه ذهنی‌ ندارد و در هیچ کتابی طرح نشده به او عرضه شد‌، فوراً بتواند اصول را به‌طور صحیح تطبیق کند و استنتاج نماید‌، والا انسان مسایل را از «جواهر» یاد گرفته باشد‌، مقدمه و نتیجه (صغری و کبری و نتیجه) همه را گفته‌اند‌، او فقط یاد می‌گیرد [و می‌گوید] من‌ فهمیدم صاحب «جواهر» چنین می‌گوید‌؛ بله‌، من هم نظر او را انتخاب‌ کردم‌، این اجتهاد نیست‌، همین کاری که اکثر می‌کنند. اجتهاد‌، ابتکار است و این‌که انسان خودش رد فرع بر اصل بکند. ....


مرحوم آقای حجت (آیةالله العظمی سید محمد حجت کوهکمری قدس‌سره ) یکوقت حرف خیلی خوبی درباب اجتهاد زد. گفت: اجتهاد واقعی این است که وقتی یک مسئله جدید که انسان هیچ سابقه ذهنی ندارد و در هیچ کتابی طرح نشده به او عرضه شد، فوراً بتواند اصول را بهطور صحیح تطبیق کند و استنتاج نماید، والا انسان مسایل را از «جواهر» یاد گرفته باشد، مقدمه و نتیجه (صغری و کبری و نتیجه) همه را گفتهاند، او فقط یاد میگیرد [و میگوید] من فهمیدم صاحب «جواهر» چنین میگوید؛ بله، من هم نظر او را انتخاب کردم، این اجتهاد نیست، همین کاری که اکثر میکنند. اجتهاد، ابتکار است و اینکه انسان خودش رد فرع بر اصل بکند.

شما میبینید در هرچند قرن یک نفر پیدا میشود که اصولی را تغییر میدهد، اصول دیگری به جای آن میآورد و قواعد تازهای [ابداع میکند]، بعد همه مجتهدها از او پیروی میکنند. مجتهد اصلی همان یکی است.

مجتهد واقعی در هر علمی همینجور است. در ادبیات اینجور است، در فلسفه و منطق اینجور است، در فقه و اصول اینجور است، در فیزیک و ریاضیات اینجور است. شما میبینید در فیزیک، یک نفر میآید یک مکتب فیزیکی میآورد، بعد تمام علمای فیزیک تابع او هستند. این را که مکتب جدیدی میآورد و مکتب قابل قبولی هم میآورد که افکار را تابع فکر خودش میکند، باید گفت مجتهد واقعی. ولی تفکر بدون تعلیم و تعلم امکانپذیر نیست. مایه اصلی تفکر، تعلیم و تعلم است. (البته ما تفکرهای عقلانی را داریم میگوییم و به مسئله وحی فعلاً کاری نداریم). و اینکه در اسلام دارد که تفکر عبادت است غیر از این است که تعلم عبادت است. این دو مسئله است. ما یکی درباب تعلیم و تعلم داریم که تعلیم عبادت است، تعلم عبادت است، و یکی درباب تفکر داریم که تفکر عبادت است، و آنچه در باب تفکر داریم بیشتر است از آنچه که در باب تعلم داریم. مثلاً «افضل العبادة التفکر» یا «لا عبادة کالتفکر» یا «کان اکثر عبادة ابیذر التفکر». و در این زمینه البته خیلی هست، و این غیر از مسئله تعلم است. در تفکر، گذشته از نتیجهای که انسان از فکر خود میگیرد، فکر خود را رشد میدهد. در قرآن راجع به تفکر و تعقل، مطلب زیاد داریم. لزومی هم ندارد که بخواهیم آیات قرآن در این زمینه را جمع بکنیم. خیلی موارد داریم که قرآن دعوت به تفکر و تعقل کرده است.

و اما مسئله دیگر مسئله علم و تعلم است که این دیگر فراگیری است که افراد از یکدیگر فرا بگیرند. خیال نمیکنم نیازی باشد که راجع به دعوت اسلام به تعلیم و تعلم بحثی بکنیم، زیرا امر واضحی است. باید در حدود علم اسلامی و تعلیمات اسلامی بحث کنیم که آن علمی که اسلام دعوت میکند چه علمی است، والا همین که در اولین آیات وحی میفرماید: «اقرأ باسم ربّک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ وربّک الاکرم، الذی علّم بالقلم.»

منبع: تعلیم و تربیت در اسلام

شهید استاد مرتضی مطهری/1/26

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام