*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اربعین 2 


گروه خبری: اربعین 2  | تاریخ:1397/08/15 | ساعت:١٢:٥٩ | شماره خبر:٤٠٣٦٣٨ |  


    جابر شیعه امامى و شیفته اهل‌بیت   نخستین زائر قبر امام حسین

جابر شیعه امامى و شیفته اهل‌بیت نخستین زائر قبر امام حسین

 تأمل و دقت در مضمون روایات جابر درباره اهل‌بیت‌ علیهم السلام و به‌خصوص امیرالمؤمنین‌ علیه السلام، نه‌تنها تشیع او را به‌خوبى ثابت مى‌کند، بلکه در صورت صحت «حدیث لوح»، جابر را باید از شیعیان دوازه امامى برشمرد. او راوى صحیفه فاطمى است که در آن به اسامى امامان شیعه تصریح شده و به «خبر لوح» معروف است.(1) جابر این لوح را در زمانى دیده که نزد حضرت فاطمه‌ علیها السلام رفته است و گویا از آن نسخه‌اى مى‌نویسد، زیرا امام باقر‌ علیه السلام در یک دیدار خصوصى اصل آن لوح را با نسخه جابر بدون این‌که حرفى کم و زیاد باشد... 

  



حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا هدایتپناه دانشیار گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

تشیع جابربن عبدالله انصاری در آیینه روایات

تأمل و دقت در مضمون روایات جابر درباره اهلبیت علیهم السلام و بهخصوص امیرالمؤمنین علیه السلام، نهتنها تشیع او را بهخوبى ثابت مىکند، بلکه در صورت صحت «حدیث لوح»، جابر را باید از شیعیان دوازه امامى برشمرد. او راوى صحیفه فاطمى است که در آن به اسامى امامان شیعه تصریح شده و به «خبر لوح» معروف است.(1) جابر این لوح را در زمانى دیده که نزد حضرت فاطمه علیها السلام رفته است و گویا از آن نسخهاى مىنویسد، زیرا امام باقر علیه السلام در یک دیدار خصوصى اصل آن لوح را با نسخه جابر بدون اینکه حرفى کم و زیاد باشد، مطابقت کرده است.(2) همچنین منشأ روایت مشهورى که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وعده دیدار جابر را با امام باقر علیه السلام داده، در حقیقت زمانى بوده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اسامى امامان معصوم علیهم السلام را براى جابر نام مىبرده است؛(3)

مهدویت از مشخصههای روایات جابر

روایات متعددى که از او درباره امامان معصوم علیهم السلام و اینکه از نسل حضرت فاطمه زهرا علیها السلام خواهند بود بهویژه موضوع مهدویت، از مشخصههاى روایات جابر گشته است.(4) او در روایت دیگرى ویژگىهاى مخصوص هر یک از امامان معصوم علیهم السلام را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است.(5) حتى بنا بر نقل خود جابر درباره خلافت، دهبار از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید تا اینکه على علیه السلام را معرفى کرد(6) و در پاسخ به سؤال جابر درباره تعداد امامان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنان را دوازده تن همانند دوازده چشمه حضرت موسى تشبیه و بیان فرموده است.(7) مصاحبت او پساز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با شش معصوم، جابر را از برجستهترین اصحاب امامان شیعه نموده که طبعاً یکى از علل مهم اندوختههاى زیاد و خاص علمى او بوده است.

تأکید جابر انصاری بر نکات بسیار حساس سیاسی مذهبی بهخصوص ولایت بلافصل علی‌‌ علیه السلام

روایات او در بخش فضایل امیرالمؤمینن علیه السلام و اهلبیت و شیعیان فراوان است و خود کتاب مستقلى مىطلبد. مهم اینکه نوع منقبتگویى او بهگونهاى است که جابر را از دیگر صحابه متمایز کرده و نگاهى اجمالى به مضمون آنها، کاملاً نشان مىدهد که جابر بر نکات بسیار حساس سیاسى، مذهبى بهخصوص ولایت بلافصل على علیه السلام تأکید نموده است. ما بهدرستى نمىدانیم که جابر این مناقب را در چه زمانهایى نقل مىکرده؛ اما به هر حال از زمان سقیفه تا زمان وفات او بهجز دوران خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام و چندماه خلافت امام حسن مجتبی علیه السلام دورانى نبوده که بهراحتى از فضایل امام گفته شود و این بهخصوص در زمانىکه سب امیرالمؤمنان علیه السلام رسمى شده و از بیان هرگونه فضلیتگویى از آن حضرت ممانعت مىشده، اهمیتى چندبرابر داشته است. او در تبیین و تبلیغ جایگاه على علیه السلام در میان مسلمانان از هیچ کوششى فروگذار نبوده است.(8) مناقبى که او نقل کرده از دیدگاه یک سنى حتى اعتدالى، گرایش شیعى از نوع افراطى را براى گوینده آن ثابت مىکند. این در حالى است که از جابر درباره خلفاى ثلاثه فضیلتى که قابل توجه باشد، نقل نشده و نمىتوان به صدور قطعى آن تعداد نیز اذعان نمود.

ولایت حضرت علی علیه السلام از منظر جابر

از نگاه روایات جابر، آسمانها و زمین به هنگام خلقت، ولایت على علیه السلام را پذیرفتند،(9) على نفس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم(10) است که خلقت هر دو از طینت واحد است.(11) او برجستهترین شخصیت پساز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تا روز قیامت و خلیفه بلافصل او است.(12) على علیه السلام آقاى مسلمانان و پیشواى پرهیزکاران،(13) صراط مستقیم،(14) معیار کفر و ایمان(15) و بهشت و جهنم،(16) ولایتش شرط تکمیل شهادتین و ورود به بهشت،(17) على علیه السلام تیر خدا،(18) حزب او حزبالله و دشمن او دشمن خدا است.(19) انسانهاى خالص و ناخالص با على علیه السلام محک زده مىشوند.(20) مبغض على علیه السلام و اهلبیت علیهم السلام منافق و در روز قیامت یهودى محشور مىشود هر چند که خود را مسلمان بداند و اهل نماز و روزه باشد؛(21) شک درباره جنگ على علیه السلام (با مخالفانش)، شک درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم معرفى شده است.(22) على علیه السلام تنها کسى است که چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مىتواند در مسجد بخوابد.(23)

جعفربن احمد قمى کتابى بهنام «نوادر الاثر فى على خیر البشر» داشته که دو سوم روایات آن، از طریق جابر بوده است. بنا بر روایت جابر، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در کنار کعبه پساز نقل فضایل ممتاز على علیه السلام و شیعیانش، آیه «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ»(24) نازل شد و هرگاه على علیه السلام از دور نمایان مىشد، اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مىگفتند: خیر البریه آمد.(25) جابر از راویان حدیث ثقلین،(26) حدیث مؤاخات،(27) و غدیرخم است.(28) ابوالعباسبن عقده نام او را در کتاب «الولایة» آورده است.(29) شیخ صدوق قدس سره(30) از جابر داستان درخواست امیرالمؤمنین علیه السلام را از اصحاب شاهد غدیر نقل کرده که برخى بهدلیل عدم شهادت، مورد نفرین آن حضرت قرار گرفتند. امینى(31) آورده است که در جلسه امام سجاد و امام باقر؟عهما؟ و محمد حنفیه، مردى وارد شد و از جابر حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را خواست. جابر به حجةالوداع و داستان غدیر اشاره کرد و گفت: در نزدیکى جحفه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست على علیه السلام را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه». متن بخشى از دعاى ندبه که حاوى فضایل على علیه السلام و شیعیانش است و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خیبر به آن حضرت فرموده است، به روایت از جابر نقل شده است.(32) در روایتى امام کاظم علیه السلام از پدران بزرگوار خود از جابر داستان ازدواج امیرالمؤمنان علیه السلام با حضرت فاطمه علیها السلام را نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر معترضان از قریش این ازدواج را به دستور خدا در زمان معراج بیان داشته و در انتها به شهادت امام حسین علیه السلام و موضوع مهدویت اشاره کرده است.(33) جابر حدیث منزلت را به خلافت پساز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و وجوب اطاعت امت از على علیه السلام معنا کرده است.(34)

روایات جابر درباره فاطمه زهرا علیها السلام و حسنین؟عهما؟ و بهطور کلی اهلبیت علیهم السلام بسیار فراوان است که باز گویای خط امامتی و تشیعی جابر است. این روایات بهخوبی مقامات و جایگاه آنان را نزد خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در دنیا و آخرت بهخوبی نمایان کرده است.

غالیان و انتساب برخی روایت عجیب به جابر

جایگاه ممتاز جابر در نقل فضایل مهم براى امیرالمؤمنان علیه السلام، این امکان را مىتوانسته براى غالیان نیز فراهم نماید تا برخى از روایات بسیار عجیب را به او نسبت دهند که در منابع مشهور نقل نشده است، بلکه از سوی برخى از نویسندگان داراى گرایشات غالیانه نقل شده و در کتابهای آنان راه یافته است.(35) در این میان در کتابهاى فرقهشناسى جابر را از فرقه «تناسخیه» نام بردهاند،(36) که به نظر مىرسد با جابر جعفى خلط شده است و یا او نیز چون بزرگانى دیگر روایات و مطالبى به او نسبت دادهاند. از اینگونه نسبتها مىتوان به مجموعهاى از روایاتى اشاره کرد که به نقل از جابر در جهت اندیشههاى ضدشیعى و فضایل خلفا آمده است. از جمله اینکه میگوید: «به ما امر شده بود تا زمانى بجنگیم که کلمه توحید بیان نشده است»، در حالىکه از او نیز نقل شده که شمشیر و قرآن بهدست داشت و مىگفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ما امر کرده که با این شمشیر با کسانى که با این قرآن مخالفند، بجنگیم.(37)

دو مطلب درباره روایات جابر

بهطور کلى دو مطلب درباره روایات جابر بهخصوص در بخش مناقب و اعتقادات، جاى تأمل دارد: نخست خلط جابر انصارى با جابر جعفى است و دوم اینکه طرفداران هر دو گروه تشیع و تسنن روایاتى به او نسبت دادهاند که تعیین روایات حقیقى از ساختگى نیاز به دقت دارد. هر چند که بسیاری از روایاتی که در باب فضایل اهلبیت علیهم السلام و جایگاه آنان ملاحظه شد در منابع مهم شیعه و اهلسنت نقل شده و حتی بر فرض ساختگی بودن برخی از آنها، خود گویای این مطلب است که حیات سیاسی و فکری جابر در منظومه معتقدان به اهلبیت علیهم السلام تعریف شده که از زبان او و نه دیگر صحابه تعدادی روایت ساخته شده است، ولی درباره خلفا چنین چیزی وجود ندارد.

جابر و اهلبیت علیهم السلام

شیخ طوسى(38) او را در شمار اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنان، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر علیهم السلام نام برده و این موضوع گویاى تشیع امامى او است. مسعودى(39) و ابنبطریق،(40) جابر را در فهرست شیعیان اهلبیت علیهم السلام نام بردهاند. کشّى(41) روایات زیادى در مدح جابر آورده که نشان از جایگاه رفیع او دارد. از اخبار بر مىآید که جابر مانند سلمان با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام مراوده بسیار نزدیک داشته است بهطورى که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را از اهلبیت علیهم السلام شمرده و میزان دوستى و دشمنى با خدا قرار داده است.(42) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را همراه خود به خانه حضرت فاطمه علیها السلام مىبرد.(43) جابر را از معتقدین به خلافت بلافصل على علیه السلام، و از انصار بیعتکننده با آن حضرت پساز سقیفه(44) و از اصفیاء و شرطةالخمیس برشمردهاند.(45) او در جنگهاى جمل،(46) صفین(47) و نهروان(48) در کنار على علیه السلام حضور داشت. وى اقامه نماز امیرالمؤمنان علیه السلام را در مسجد «براثا» و گفتوگوى آن حضرت با راهب نصرانى را گزارش کرده است.(49)

جابر، شیعه دلداده و شیفته اهلبیت علیهم السلام

چنانچه دانسته شد، از جابر روایات زیادى در فضایل على علیه السلام و اهلبیت علیهم السلام وارد شده است.(50) مجموعه این روایات نگرش یک شیعى سرسخت به جایگاه رفیع اهلبیت علیهم السلام نزد خدا را بهخوبى نشان مىدهد. پساز صلح امام حسن علیه السلام با معاویه، بنا بر روایتى مشکوک، بلکه مردود، جابر از جمله خواص شیعه بود که بر امام اعتراض کرد. در این روایت که مطالب بسیار شگفتى نیز بیان شده امام حسن علیه السلام براى ساکت کردن جابر این صلح را بهدستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مستند کرده، اما جابر بیان مىدارد که شاید این سخن در این زمان نباشد زیرا این صلح سبب هلاکت مؤمنان و خوارى آنان است. امام با اعجاز از زیر زمین! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و على علیه السلام و جعفر و حمزه را حاضر کرده و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضمن تأیید صلح امام حسن علیه السلام به جابر خطاب مىکند که ایمان نخواهى داشت مگر به تسلیم ائمه خود. سپس جابر مشاهده کرد که هر سه به آسمان رفتند.(51) شبیه این داستان، براى امام حسین علیه السلام نیز نقل شده، آن موقع که حضرت مىخواست به عراق برود، جابر اینبار امام حسین علیه السلام را همانند برادرش به انجام صلح ترغیب کرد، ولى امام حسین علیه السلام باز تأکید مىکند که آن صلح و این قیام بهدستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و على علیه السلام است و براى اطمینان دادن به جابر همان اعجاز امام حسن علیه السلام تکرار مىشود، با این تفاوت که این بار هر چهارنفر از آسمان به زمین مىآیند. گویا سازنده این گزارش براى تردیدزدایى مخاطب در انتهاى آن افزوده که جابر گفت: دو چشم من کور باد اگر آنچه گفتم، ندیده بودم.(52) این دو روایت با آنچه درباره جایگاه جابر نزد اهلبیت علیهم السلام با روایات زیاد آمده مردود است. مطالب مندرج در هر دو روایت از یکسو گرایش افکار غالیان شیعه را بهخوبى نشان داده است تا بدینوسیله شبهات برخى از افراد را درباره اختلاف رویه هر دو امام را پاسخ داده باشد و از سویى دیگر روایت دوم، همسو با روایات جعلى مورخان سلفى چون ابنسعد است که با سند ضعیف و بلکه بدون سند براى محکوم کردن قیام امام حسین علیه السلام از منظر صحابه از جمله جابر سخنانى به آنان نسبت داده و یا گفتوگوها را تحریفگونه گزارش دادهاند، چنانکه جابر قیام امام را حرکتى بر خلاف تقواى الهى دانسته که مىخواهد مردم را به جان هم بیاندازند! سخنان جابر پساز زیارت امام در کربلا به تنهایى کافى است که بطلان اینگونه ساختهها را نشان دهد.(53) عشق او به اهلبیت علیهم السلام چنان بود که با کهولت سنى که داشت از اینکه در برابر انسبن مالک و بزرگان قریش و انصار خود را به خاک پاى امام حسین علیه السلام بیاندازد، ابایى نداشت و چون اعتراض به او شد، از مناقب امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام روایت کرد.(54) سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا پساز بیان جایگاه خود نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنان خواست چنانچه به سخنان او اطمینان ندارند، از اصحابى چون جابربن عبدالله انصارى بپرسند.(55)

جابر نخستین زائر قبر امام حسین علیه السلام

شیخ مفید(56) و طوسى قدسرهما(57) جابر را نخستین زائر قبر امام حسین علیه السلام نام برده که در بیستم صفر سال 61 هجری قمری به همراه شاگرش عطیهبن سعد عوفى از مدینه به کربلا آمد. او پساز غسل در فرات، شهداى کربلا را چنان زیارت کرد که متن آن معرفت و اعتقاد عمیق او را نسبت به اهلبیت علیهم السلام نشان داده است. جابر پساز زیارت با استناد به سخنى از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود را شریک قیام امام حسین علیه السلام خواند و به عطیه تأکید کرد که همواره در کنار اهلبیت علیهم السلام باشد.(58) ابنطاووس(59) بازگشت اهلبیت علیهم السلام و زیارت آنان و نیز جابر را در اربعین اول بعید دانسته است و این مطلب با شواهدى نیز تأیید مىشود. در روایت مذکور به نابینایى جابر اشاره شده و این مسئله با اخبار دیگر قابل جمع نیست.(60) امام محمد باقر علیه السلام در روایتى وثاقت(61) و شفاعت جابر را تأیید و ضمانت کرده است.(62) امام صادق علیه السلام جابر را از خواص اهلبیت علیهم السلام(63) و از جمله هفت نفرى شمرده که به آیه مودت وفا کردند که پساز شهادت امام حسین علیه السلام بر اعتقاد به اهلبیت علیهم السلام باقى ماند.(64) همچنین امام صادق علیه السلام دوستى کسانى چون جابر را واجب شمرده است.(65) زمانىکه بسربن ارطاه در پى غارت مدینه، به زور از مردم براى معاویه بیعت گرفت، جابر مخفى شد و بسر بنو سلمه را واداشت تا او را احضار کنند. جابر در اینباره از امسلمه نظر خواست و او گفت که هرچند این بیعت ضلالت است اما براى حفظ جان همچون اصحاب کهف باید تقیه نمود.(66) مسعودى(67) به دیدار جابر با معاویه اشاره کرده که چند روزى او را معطل کرد و وقتى بر معاویه وارد شد، گفت: آیا نشنیدهاى که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر که از حاجتمندى روى بپوشاند، خداوند روز قیامت که روز نیازمندى اوست، به او اعتنا نکند؟ معاویه بهشدت ناراحت شد و گفت: من از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که به شما گروه انصار فرمود: پساز من در تنگنا و سختى گرفتار خواهید شد، پس صبر پیشه کنید تا بر لب حوض پیش من آیید؟! جابر گفت: این مطلب را فراموش کرده بودم. سپس از او جدا و راهى مدینه شد. معاویه ششصد دینار براى او فرستاد، ولى جابر نپذیرفت و پساز بیان اشعارى که گویاى قناعت و حیا براى حفظ آبروست، به او چنین پیغام داد: اى فرزند جگرخوار به خدا هرگز در طومار تو ثوابى که من سبب آن باشم، نخواهند نوشت. در واقعه حره که برخى از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چون ابوسعید خدرى در خانه خود پنهان شده بودند، جابر به همراه پسرش محمد در کوچههاى مدینه به راه افتاد و با بیان روایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که هرکس مردم مدینه را بترساند مرا ترسانده، امویان را مورد مؤاخذه قرار داد. او را زخمى کردند و خواستند بکشند، اما مروان نگذاشت.(68)

جابر نخستین صحابه امام سجاد علیه السلام پس از شهادت امام حسین علیه السلام

{ پساز شهادت امام حسین علیه السلام جابر نخستین کسى بود که در زمان حکومت مروان بر مدینه، وقتى اعلام شد که نماز عید فطر در بقیع به امامت او برگزار خواهد شد، جابر بر خلاف عموم مردم، بهسوى مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت و در آنجا امام سجاد علیه السلام را تنها دید. جابر به امام اقتدا کرد و نماز خواند و به دعاهاى آن حضرت آمین مىگفت.(69) بنا بر روایتی که حسینبن سعید اهوازی در کتاب «الزهد» خود به نقل از امام صادق علیه السلام آورده است که اصحاب امامان را در روز قیامت که حاضر میکنند کمترین اصحاب از امام سجاد است که پنج تن نام برده شده است، از جمله جابربن عبدالله انصاری.(70) }

جابر و ابلاغ سلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امام باقر علیه السلام

دیدار او با امام باقر علیه السلام و ابلاغ سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن حضرت از اخبار مشهور نزد خاص و عام و فقهای مدینه و عراق است.(71) در روایتى از امام صادق علیه السلام، جابر در مسجدالنبى صلی الله علیه و آله و سلم مىنشست و پیوسته صدا مىزد: اى باقر (شکافنده) علم! اى باقر علم! مردم مدینه او را بهدلیل کهولت سن هذیانگو مىخواندند، ولى او مىگفت: من هذیان نمىگویم، بلکه رسول خدا علیه السلام به من وعده دیدار فرزندى از اهلبیت علیهم السلام را داده که نام و شمایل او چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.(72) یعقوبی مینویسد، وقتی جابر وقتی حضرت را دید در حالیکه دست و پایش را میبوسید، به وی گفت: پدر و مادرم فدای تو که شبیه پدرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستی، پدرت بر تو سلام رسانید.(73)

موضوع ابلاغ سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امام باقر علیه السلام براى اهلبیت علیهم السلام و شیعیان چنان مهم بوده که امام سجاد علیه السلام از ترس وقوع اتفاقى مانند برادران یوسف به امام باقر علیه السلام دستور داد تا این موضوع را فاش نکند(74) و بزرگان شیعه نیز این موضوع را از امامان بعدى سؤال مىکردهاند.(75)

کیفیت ملاقات جابر با امام باقر علیه السلام

کیفیت ملاقات جابر با امام باقر علیه السلام به گونههاى مختلف روایت شده است.(76) از مضمون این روایات مختلف برخى تکرار ماجرا را استنباط کردهاند،(77) ولى در هر یک از این روایات اولاً: شباهتهایى دیده مىشود که برمىآید چند روایت یک ماجرا بوده و ثانیاً: جابر از نام امام در هر یک از این روایات پرسیده که چند بار بودن آنرا بعید مىنماید. حداقل مىتوان گفت به تعداد هر یک از این روایات، دیدارى اتفاق نیفتاده است. بنا بر روایتى فاطمه دختر امیرالمؤمنان علیه السلام وقتى عبادت زیاد امام سجاد علیه السلام را دید، از جابر خواست تا نزد او رفته و درخواست کند تا اندکى به خود توجه کند. جابر چون به در خانه امام سجاد علیه السلام رسید، امام باقر علیه السلام را دید که شبیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و چون آن حضرت خود را معرفى کرد، جابر پساز احترام زیاد،(78) سلام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ابلاغ کرد و اجازه ورود خواست. در ادمه روایت که نسبتاً طولانى است، جابر امام سجاد علیه السلام را از فرزندان پیامبران بالاتر و سپس به حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره کرده است.(79) بنا بر روایتى دیگر، ملاقات جابر با امام باقر علیه السلام در یکى از کوچههاى مدینه اتفاق افتاد که در آن مکتبخانهاى بود و حضرت در آن درس مىخواند. در ادامه این روایت آمده که پساز این ماجرا، جابر نزدیک ظهر به خانه امام باقر علیه السلام مىرفت و کسب علم مىنمود و این امر موجب تعجب و اعتراض مردم مدینه شده و مىگفتند: صحابى پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این بچه آموزش مىبیند. پساز شهادت امام سجاد علیه السلام، امام باقر علیه السلام به احترام جابر به خانه او مىرفت و براى اینکه روایت آن حضرت مقبول بیفتد، هر آنچه مىخواست از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کند به روایت از جابر استناد مىداد.(80)

تأملی در گزارش نابینایی جابر به هنگام حضور در کربلا

مطلب قابل توجه در این دو روایت، اینکه بنا بر روایت، حضور جابر در بیستم صفر سال 61ه.ق در کربلا، وى نابینا بوده، در حالىکه بنا بر روایات فوق اولاً: جابر امام باقر علیه السلام را در زمان نوجوانى دیده نه پیشاز کربلا که در آنموقع دو یا چهارساله بوده است و ثانیاً: بهگونهاى بیان شده که جابر نابینا نبوده است.(81) در روایتى که کوفى و شیخ مفید قدسرهما(82) آوردهاند به نابینایى جابر در وقت ملاقات و ابلاغ سلام تصریح شده و این موافق روایتى است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زمان این دیدار را در اواخر عمر جابر بیان داشته که پساز دیدار از دنیا خواهد رفت.(83) در ذیل همین روایت بنا بر نقل طوسى(84) با افزوده شدن این مطلب از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که به جابر وعده بینایى دوباره در وقت ملاقات را داده، این تعارض به ظاهر رفع شده است.

.....................................................

پینوشت‌‌ها

1. الکافى/ج1/ص527 و 532؛ کمالالدین، باب 28/ص308؛ الارشاد/ج2/ص346؛ طوسى، الغیبه/ص139 و 178 و با اشاره ر. ک: الامامة و التبصرة/ص12

2. الکافى/ج1/ص527؛ الاستنصار/ص19 - 18

3. بنگرید: الکافى/ج1/ص527؛ ابنبابویه قمى/ص103؛ کمالالدین/ج3/ص253؛ نعمانى/ص70

4. بنگرید: اشعرى/ص82؛ المقتضب/ص9؛ قمى/ص25؛ الارشاد/ج2/ص346؛ طوسى، الغیبه/ص178؛ الیقین/ ص495

5. ابنشهرآشوب/ج1/ص251

6. مفید، الامالى/ص168؛ طوسى، الامالى/ص190

7. التحصین/ص570؛ و همو، الیقین/ص245

8. ر. ک: صدوق، الامالى، 62 و 150؛ کوفى، 1/151 و 2/523؛ مفید، تفضیل امیرالمؤمنان علیه السلام، 35 و الارشاد، 1/39 و 45

9. قمى، 25

10. کوفى، 1/475

11. طوسى، الامالى، 79

12. قمى، 25؛ طوسى، الامالى، 58 و 418 با تعابیر مختلف

13. کوفى، 1/211

14. ابنشهر آشوب/2/271

15. صدوق، الامالى، 149 و خصال، 496؛ قاضى نعمان، 1/422

16. صدوق الامالى؛ عمادالدین طبرى، 44

17. طوسى، الامالى/ص282

18. کوفى، 1/359؛ ابنشهر آشوب/2/77

19. صدوق، الامالى/150

20. میانجى، مواقف الشیعه/3/281

21. قاضى نعمان، دعائم الاسلام، 1/75؛ صدوق، الامالى، 413 - 412؛ مفید، الامالى، 126؛ طوسى، الامالى، 649

22. مجلسى/32/327

23. سلیمبن قیس، 400؛ ابنشهر آشوب/2/40؛ زمخشرى/4/339

24. البینة/7

25. طوسى، الامالى/251-58252

26. غازى، مسندالرضا، 209؛ ابنکثیر، جامع المسانید، 25/49؛ صفار قمى، 434؛ طوسى، خلاف، 1/27

27. صدوق، الامالى، 187؛ ابنحمزه طوسى، 118 و نیز ر. ک: هدایتپناه، حدیث برادرى در سیره نبوى

28. ابنابىعاصم، کتاب السنة، 590؛ کوفى، 2/389، 406، 409، 413 و 416

29. ابنطاووس، الطرائف، 141 - 140

30. الامالى/185 - 184

31. 1/205

32. صدوق، الامالى، 157-156؛ قاضى نعمان، 2/382-381؛ کوفى، 1/249 و 266 و 459؛ طبرى شیعى، المسترشد، 634-633

33. طوسى، الامالى، 257؛ طبرى شیعى، دلائل الامامة، 10-101

34. صدوق، الهدایة، 157

35. ر. ک: عدة محدثین، 131-128؛ خصیبى، 11-112 و 171-170؛ حسینبن عبدالوهاب، 32-31 و 51؛ ابنشاذان، فضایل، 59-54

36. نوبختى، 34 اشعرى، المقالات و الفرق/ص43 و ص182؛ شهرستانى، 2/52

37. متقى هندى، 1/384

38. رجال، 12، 37، 66، 72، 85 و 111

39. التنبیه و الاشراف، 198

40. 62

41. طوسى، اختیار معرفه، 1/205

42. مفید، اختصاص 222-223؛ مجلسى، بحار 22/347

43. کافى 5/ 528-529

44. طوسى، اختیار معرفه، 1/182

45. مفید، جمل، 105؛ ابنابىالحدید، 20/221

46. ابنشعبه حرانى، 186-188

47. ابنعبدالبر، 2/293

48. صدوق، من لایحضره الفقیه، 1/232؛ حلى، نهایه، 1/355

49. طوسى، تهذیب الاحکام، 3/246

50. و نیز ر. ک: واثقى، 145 به بعد

51. ابنحمزه، 307

52. ابنحمزه، 322-323

53. ر. ک: ادامه نوشتار

54. طوسى، الامالى، 500-501

55. مفید، الارشاد

56. مسار الشیعه، 46

57. مصباح، 787

58. ر. ک: طوسى، اختیار معرفه، 1/207؛ عمادالدین طبرى، بشارةالمصطفى، 125؛ مصباح الزائر، 286-288؛ ابننما حلى، 86

59. اقبال، 3/100-101

60. ر. ک: ادامه مدخل

61. فروع کافى، 7/114

62. شوشترى، 2/516

63. کافى، 1/469؛ مفید، اختصاص، 62

64. حمیرى، 38؛ اختصاص، 63

65. صدوق، خصال 603 - 610

66. یعقوبى، 2/197؛ ثقفى، 2/604-606؛ ابنیونس، 1/64

67. 3/115-116

68. ابن قتیبه، الامامة و ا لسیاسة، 1/236؛ ابن ابى عاصم، الآحاد و المثانى، 3/391-392

69. ر. ک: صحیفه سجادیه، 309 دعاى 144؛ سیدابنطاووس، اقبال، 488-789

 70. حسینبن سعیدبن حماد اهوازی، کتاب الزهد (زاهد کیست؟ وظیفهاش چیست)، ترجمه عبدالله صالحی، قم، نور السجاد، 1387/ص 243-244

71. ر. ک: شرح الاخبار/ج3/ص 276

72. کافى، 1/469؛ مفید، اختصاص، 62

73. تاریخ الیعقوبی/ج2/ص 320

74. کافى 1/304

75. ر. ک: مفید، تصحیح اعتقادات، 123

76. ر. ک: کافى، 1/304؛ صدوق، الامالى، 434؛ طوسى، الامالى، 636

77. واثقى، 68

78. مفید، الارشاد، 2/158

79. طوسى، الامالى، 636-637؛ عمادالدین طبرى، 114-115

80. کافى، 1/469-470؛ طوسى، اختیار معرفه، 1/220

81. تولد امام باقر علیه السلام بنا بر مشهور سال 58 بوده ر. ک: ابنابىالثلج بغدادى، 10

82. الارشاد، 2/158

83. طبرى شیعى، دلائل الامامة، 218

84. الامالى، 637

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٠١ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام