*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اربعین 1 


گروه خبری: اربعین 1  | تاریخ:1397/08/15 | ساعت:١٥:٢٤ | شماره خبر:٤٠٣٦٧٣ |  


    فلسفه زنده نگه‌داشتن اربعین امام حسین‌ علیه السلامحجةالاسلام والمسلمین محمدباقر تحریری

حجةالاسلام والمسلمین محمدباقر تحریری

  در اصطلاح اهل‌بیت‌ علیهم السلام مؤمن، به شیعیان و کسانی که به ولایت و امامت ائمه‌ علیهم السلام بعد از نبی اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم اعتقاد دارند، اطلاق می‌شود، با توجه به این مطلب دائره معنایی مؤمن در روایات، ضیق‌تر از معنای مؤمن در آیات قرآنی است. آیات قرآنی مؤمن را کسانی معرفی می‌کند که به مبدأ و معاد و نبوت ایمان دارند که البته باید باور قلبی داشته باشند... 

  



در اصطلاح اهلبیت علیهم السلام مؤمن، به شیعیان و کسانی که به ولایت و امامت ائمه علیهم السلام بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اعتقاد دارند، اطلاق میشود، با توجه به این مطلب دائره معنایی مؤمن در روایات، ضیقتر از معنای مؤمن در آیات قرآنی است. آیات قرآنی مؤمن را کسانی معرفی میکند که به مبدأ و معاد و نبوت ایمان دارند که البته باید باور قلبی داشته باشند و اگر باور قلبی وجود نداشته باشد و فقط اقرار زبانی باشد، اصطلاحاً به چنین کسی مسلمان گفته میشود: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ» (حجرات/14)

 

 فلسفه زنده نگه داشتن اربعین امام حسین علیه السلام

در میان اهلبیت علیهم السلام فقط امام حسین علیه السلام را داریم که احیا اربعین شهادت آن حضرت به این نحوه، جزو شعائر به حساب میآید و شاید حکمت این مسئله این باشد که عاشورا همیشه باید زنده بماند. زیارت اربعین امام حسین علیه السلام که از ناحیه امام صادق علیه السلام آمده و مستحب شده است، مبین این است که دشمنان اسلام و دشمنان اهلبیت علیهم السلام بهطور خاص همواره میخواستند تا نور امام حسین علیه السلام را خاموش کنند.

 قیام امام حسین علیه السلام ادامه واقعه غدیر

دشمنان اهلبیت علیهم السلام میخواستند تا واقعه غدیر به فراموشی سپرده شود؛ مخصوصاً معاویه که تمام حیلهها و برنامههای شیطانی خود را به شیوههای مختلف فراهم آورد تا نام امیرالمؤمنین علیه السلام که مظهر اسلام حقیقی است، محو بشود. ما ملاحظه میکنیم که امام حسین علیه السلام در ابتدای حرکتشان به محمدبن حنفیه نوشتند : «أ سیرُ بسیرة جدی»؛ من در این سیر و حرکت جهادیام بر مسیر جد و پدرم خواهو بود که همان مسیر احیاء ولایت الهی و آیه ولایت و واقعه غدیر است. در حقیقت واقعه عاشورا، مبین حقانیت مکتب اهلبیت علیهم السلام و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ چراکه پساز واقعه غدیر مردم از پیام غدیر فاصله گرفتند و لذا واقعه عاشورا در جهت حیاتبخش واقعه غدیر به حساب میآید. از این جهت برای احیاء واقعه عاشورا، مسئله زیارت اربعین مستحب شده است.

 معاویه میخواست اسلام بنیامیه را ایجاد کند؛ یعنی فقط نامی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به حسب ظاهر باشد، اما در واقع اسلام حقیقی منسلخ بشود. در حقیقت بنیامیه اعتقادی به دین الهی نداشتند و در واقع چهره نفاق آنها نمیخواست اسلام حقیقی در چهره ولایت امیرالمؤمنین و اهلبیت ظهور پیدا کند.

 مقام صفی اللهی و خلیل اللهی، شأنی از شئون ولایت امام معصوم علیه السلام

دو زیارت اربعین به ما رسیده است که یکی از امام صادق علیه السلام است و دیگری از جابر. متن زیارت جابر با متن زیارت امام صادق علیه السلام فرق میکند، این متن ظاهراً از انشای خود جابر آمده باشد که معارفی هم دارد. جابر شخصیت والایی دارد تا جایی که در اعمال ماه رجب زیارت جابر آمده است. در کتابهایی که زیارت نامهها را جمع کردهاند، مانند کتاب موسوعه زیارات که مؤسسه امام هادی علیه السلام گردآوری کرده، هر دو زیارت با هم آمده است. زیارت اربعین از امام صادق علیه السلام نقل شده است. این زیارت هم در کتب زیارتی مانند اقبال الاعمال و هم در کتب روایی مانند تهذیب و امثال آن آمده است.

زیارت اربعین دارای عناوینی است که در جای خودش نیاز به توضیح بیشتری دارد. اولین عنوان این زیارت، همان مقام ولایت است که با سلام شروع میشود: «السَّلامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ».

 این عنوان بیانگر این است که آن حضرت و پدر وجد بزرگوارشان دارای مقام صفوت و مقام خلیل اللهی هستند. ما در قرآن کریم، مقام صفوت و خلیل اللهی را میبینیم که به حضرت ابراهیم علیه السلام و عده ای از انبیاء نسبت داده شد. وقتی ما به دلایل این نامگذاری دقت کنیم، متوجه میشویم که این اشخاص در ارتباط با خدای متعال، فقط به او توجه دارند و فقط او را منشأ اثر میبینند و مستقلاً از او درخواست میکنند. لذا شروع کارشان با تکیه به اوست و ختم کارشان هم با توجه به اوست که حقیقت انا لله و انا الیه راجعون را در همه شئونشان درک میکنند.

 این اجمال مقام خلیل اللهی است و مقام صفی اللهی هم به این است که شخص در اظهار خضوع وجودی در برابر ذات اقدس الهی، در یک درجه بالایی از خلوص و پاکی قرار میگیرد و خدای متعال برای مقام قرب خودش او را از بین مردم انتخاب میکند.

 ظهور حقیقت ولایت الهی بر ولی الله

رابطه عبد با مولی و حق تعالی به اینگونه است که خدای متعال زمینههایی را در وجود عبد برای ارتباط عبد با خودش قرار میدهد که مهمترین این زمینه ها، جنبه ادراکات است. ادراکات اولیه و عقلیه در جهت درک فقر وجودی به ذات اقدس الهی در شئون وجودی همه ما وجود دارد، اما این درک بر اثر ارتباط با سایر موجودات مخفی میشود؛ به این معنا که ادراکات حسی و وهمی ما بر ادراکات عقلی ما غلبه مییابد. ارتباطات ظاهری این عالم برای عدهای، باعث حجاب از درکهای حقیقی نشده است و در هر شأنی خضوع وجودی در برابر خدای متعال را دارا هستند و لذا خدای متعال در بین سایر انسانها، این افراد را انتخاب و حقایق عالم را برای آنها منکشف میکند که همان حقیقت ربط وجودی موجودات و خود شخص با خدای متعال است که از جهت اصطلاح علمی، به آن کشف حقیقت ولایت الهی گفته میشود. بعد از اینکه برای شخص این ولایت حقیقی خدای متعال ظاهر شد، خداوند او را واسطه بین خودش و انسانها و سایر موجودات قرار میدهد که این معنا در آیات و روایات به عناوین مختلف عنوان میشود. خدای متعال اولاً بالذات، ولی همه موجودات و زمامدار شئون وجودی همه موجودات از جمله انبیاء و اولیاء و ائمه است زمانی که این درکها در انسان به اندازهای بالا شکوفا بشود، سرپرستی خداوند را نسبت به خودش و سایر موجودات درک میکند. بعد از این درک او مؤمن خواهد بود و تحت ولایت خداوند خواهد رفت. در این صورت، خداوند متعال، بوسیله این شخص، انسانها را بهطور خاص اداره میکند، که به این ولایت تشریعی خداوند گفته میشود و اگر انسان این ولایت را پذیرفت، در واقع، هم ولایت تکوینی را و هم ولایت تشریعی خداوند متعال را پذیرفته که به او مؤمن ابتدایی گفته میشود. اگر این ولایت تشریعی را در عمل پیاده کرد و در برابر قوانین الهی بهصورت عملی تسلیم شد، خداوند ولایت دیگری بر او اعمال خواهد کرد که میشود «الله ولی الّذین ءامنوا یخرجهم من الظّلمت إلی النّور» (بقره/257). این مقام ولایت الهی برای شخص مراتبی پیدا میکند و درکهای او بالا میرود و تبیعت و خضوع وجودیش در برابر خدای متعال بالا میرود که همه این مسایل در سیر سعودی معنا پیدا میکند.

 امام حسین علیه السلام صاحب ولایت تکوینی و تشریعی

 همه عناوین کمالیه ای که برای انبیاء علیهم السلام وجود دارد، همچون «وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ ، خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ ، صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ» برای امام حسین علیه السلام به نحو کاملتری وجود دارد؛ چراکه نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تمام کمالات انبیاء علیهم السلام را بهصورت کاملتر دارد و ائمه علیهم السلام بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همه آن کمالات را به ارث بردهاند، از این جهت، این عناوین کوتاه، ولی پر معنا بهطور کامل برای اما

م حسین علیه السلام وجود دارد. وقتی شخصی ولی خدا میشود و خداوند او را به ولایت انتخاب میکند، و وارد این شئون میشود، یا ولایت تکوینی به او افاضه میشود که واسطه فیض میشود، یعنی او در گرفتن قوانین از عالم غیب برای دیگران واسطه میشود که این جایگاه را به دیگران برساند و پیاده کند و هر کدام از آنها عنوان خاصی برای ولایت است و این گرفتن قوانین یک مرتبه از ولایت است و پیاده کردن قوانین، مرتبه دیگر است که اینجا ولایت تشریعی برای ائمه علیهم السلام مطرح میشود. خود ولایت تشریعی هم دو بعد دارد؛ یکی احکام اولیه و دوم احکام ثانویه، و خدای متعال اختیاراتی به این اولیاء داده است که طبق قوانین اولیه، قوانین ثانویه را برای اداره زندگی مردم جعل میکنند. همه اینها تحت عنوان ولایت مطرح میشود که یک مقداری از آن در فقه اسلامی و مقدار دیگری هم در مسایل اعتقادی مطرح میشود.

 مقام شهادت امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام خصوصیاتی دارد که سایر اولیاء این خصوصیات ظاهری را ندارند و آن مقام شهادت است، البته حضرت امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام شهید هستند، اما خصوصیت شهادت یک اکرامی است، اکرمته بالشهادة که این تعبیر را به حسب ظاهر برای سایر ائمه نداریم. مقام شهادت دو گونه است؛ یکی شهادت بر اعمال است که در قرآن کریم برای عدهای آمده و بحث شهید در قرآن به این معناست، اما بحث دیگر، کشته شدن در معرکه جنگ است که اصطلاحی فقهی است و این اصطلاح فقهی را در قرآن نداریم. در فراز اکرمته بالشهادة از زیارات هم همین معنای دوم مقصود است؛ یعنی مقام کشته شدن در معرکه جنگ و در برابر جبهه باطل، که از خواص امام حسین علیه السلام بوده است.

جهت بعدی که در این زیارت نامه آمده است، این است که میخواهیم بگوییم، امام حسین علیه السلام جایگاه امامت خودش را به تمام معنا انجام داد و به عهد الهی وفا کرد و این را در فراز فاعذر فی الدعاء، میگوییم یعنی نهایت دعوتش را انجام داد.

این مقام دعوت، برای امام حسین علیه السلام با پذیرش سختیها تا پای جان شکل گرفت، البته برای همه رسولان چنین میثاقی هست، ولی چنین وضعیتی برای آنها رخ نداد که برای دعوت مردم به دین الهی چنین مسئلهای مصیبتی با این خصوصیات برایشان شکل بگیرد.

 زیارت اربعین و افشای چهره نفاق

چه کسانی در برابر امام حسین علیه السلام ایستادند؟ امام صادق علیه السلام در این زیارتنامه، خصوصیات این افراد و طوایفی که در برابر ائمه علیهم السلام ایستادگی کردند را بیان میکند. این ایستادگی یا به شهادت ائمه علیهم السلام منجر شد و یا در مقابل ائمه علیهم السلام قرار گرفتند تا جایی که مکتب ائمه کنار برود، یعنی مقابله فرهنگی و اقتصادی کردند. مابا زیارت اربعین و سایر زیارات میخواهیم خودمان را هم محک بزنیم که آیا در راستای اهداف امام حسین هستیم یا خیر؟ بیشک کسانی که در برابر مکتب اهلبیت قرار بگیرند، ملعون خدای متعال هستند که بحث لعن خداوند در آیات قرآنی آمده است،

ما با شهادتهای گوناگون نسبت به امام حسین علیه السلام اظهار ارادت میکنیم، با این مضامین که او امین خداست و اینکه خدای متعال آنچه را که به امام حسین علیه السلام وعده کرده، منجز میکند و آن حضرت هم به عهد الهی وفا کرده است. این شهادات باید از ناحیه محب اهلبیت اظهار بشود، هم شهادت به مقامات معنوی امام حسین و امیرالمؤمنین و اهلبیت و هم اینکه دشمنان ایشان چه جایگاهی دارند؛ چراکه تولی و تبری باید همسان با هم پیش برود.

 زیارت اربعین و مسئله رجعت

 نکته دیگر این است که ما در پایان این زیارت به ختم عالم که همان مسئله رجعت است توجه و اظهار میکنیم که رجعت ائمه حق است. حقیقت رجعت این است که خداوند متعال خواسته است قبل از ظهور قیامت و بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، حقیقت حکومت اهلبیت به تمام معنا ایجاد شود، اما نه برای همه اهلبیت. مطابق روایات بعد از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتدا نبی اکرم و بعد امیرالمؤمنین و امام حسین علیهم السلام رجعت میکنند. رجعت از اعتقادات مسلم شیعه است که هم در روایات و هم در زیارات به این مسئله مکرر توجه شده که زیارت اربعین هم از آن جمله است. خلاصه این اقرارها این است که بعد از ظهور اسلام، حاکمیت دینی از جانب خدای متعال و تحت ولایت ائمه حق است و تا ظهور قیامت ادامه دارد.

 نکاتی درباره آداب زیارت و پیادهروی اربعین

زیارت اربعین یکی از شعائر و مستحبات است که برای آن آداب زیادی نقل شده و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیحالجنان آنها را بیان کردهاند. بهطور خاص برای امام حسین نزدیک به پنجاه ادب ذکر شده که مطلوب است، زائرین این آداب را مطالعه کنند و به کار ببندند.

 ما باید به دستورات شرع مقدس التزام داشته باشیم و انجام واجبات الهی و ترک محرمات را در رأس وظایف خودمان بدانیم. ائمه این را از ما خواستهاند تا مخالفین ما نگویند که شیعه مسایل واجب را فدای یک مسئله مستحبی میکند. واجبات فقط نماز خواندن و گرفتن رضایت پدر و مادر و رعایت حقوق دیگران نیست، بلکه مسایل متعددی دارد و محرمات هم همینطور است و از این جهت ما باید با یک آگاهی حرکت کنیم.

یکی از لوازم مهم زیارت، معرفت به مقام امامت و حقیقت زیارت است که این زیارت برای چیست؟ زائر باید بداند این زیارتی است که ما را در مسیر امام قرار میدهد تا ارتباط ما با امام، از جهت اعتقادی و قلبی و عملی و اخلاقی در یک حد لازم و در حال پیشرفت قرار بگیرد. بنابراین دستاندرکاران تنظیم این حرکت نورانی (پیادهروی اربعین) باید به این مسایل توجه داشته باشند که محتوای این حرکت، یک حرکت فرهنگی است که میخواهد حقانیت مکتب اهلبیت را که مکتب ولایت و حکومتداری است، تثبیت کند. از آنجایی که جمهوری اسلامی، ظهوری از این ولایت است، پس معنا ندارد کسی بخواهد اربعین را احیا کند، اما ارتباطی با جمهوری اسلامی و اعتقادی به حقانیت جمهوری اسلامی نداشته باشد، اعتقاد به ولیفقیه و حاکم دینی نداشته باشد. بنابراین شناخت صحیح نسبت به مقام امام حسین، باید این شناختها را هم در پی داشته باشد.

ما باید در کارهایمان نظم دقیقی داشته باشیم و در رفتن و برگشتن، در زیارت کردن و در رسیدگی به دیگران دقت داشته باشم. مسئله ایثار ملت عراق، در این حرکت جلوهگری میکند. عدهای هستند که یک سال اموال خودشان را جمع میکنند تا به زائرین امام حسین خدمت کنند. خود این اشخاص، باید قدر این محبت را بدانند و التزام عملی آنها نسبت به دستورات ائمه در همین ایام و بعد از این ایام محکم باشد. افرادی هم که مهمان اینها میشوند، باید با تمام وجود از آنها تشکر کنند و از ایثار آنها درس بگیرند، و پس از برگشت، این ایثار را نسبت به یکدیگر در زندگی خانوادگی و زندگی اجتماعی و زندگی اقتصادی و در زندگی سیاسی نشان بدهند.

بنابراین ما باید از نعمت اربعین کمال استفاده را ببریم؛ هم مسئولان امر خود را خادم چنین حرکتی بدانند و مخلصانه وسایل رفاه زائرین را مهیا کنند و هم اینکه مردم باید قدرشناس باشند و هر کسی بداند که وظیفهاش چیست؛ بهطوری که فعالیتهای اجتماعی و حکومتی مختل نشود.

...........................................................

 پینوشتها

1. روینا بإسنادنا إلى جدّی أبیجعفر الطوسی فیما رواه بإسناده إلى مولانا الحسنبن علی العسکری صلوات الله علیه انه قال: علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى و خمسین، و زیارة الأربعین، والتختّم بالیمین‏، و تعفیر الجبین، والجهر ببسمالله الرحمن الرحیم. (الإقبال بالأعمال الحسنة/3/100)

 

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٠١ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام