*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اربعین 1 


گروه خبری: اربعین 1  | تاریخ:1397/08/15 | ساعت:١٥:٠٦ | شماره خبر:٤٠٣٦٦٤ |  


    ضرورت ترجمه زیارات معصومین  و نیاز انسان به معارف اهل‌بیت‌ علیهم السلام

ضرورت ترجمه زیارات معصومین و نیاز انسان به معارف اهل‌بیت‌ علیهم السلام

 زیارت، عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی و یا نزد قبور آنان، برای اظهار ارادت و کسب فیض معنوی و زیارتنامه متنی است که به قصد زیارت یکی از معصومان و امامزادگان خوانده می‌شود. این زیارتنامه‌ها عمدتاً دارای محتوایی غنی از عقاید صحیح اسلامی و یکی از منابع اصیل معارف شیعی به‌شمار می‌آیند و در حقیقت کلید دروازه دل‌های مشتاق و ره‌توشه سفر معنوی انسان به‌سوی حضرت حق جل و اعلاء به‌شمار می‌روند... 

  



زیارت، عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی و یا نزد قبور آنان، برای اظهار ارادت و کسب فیض معنوی و زیارتنامه متنی است که به قصد زیارت یکی از معصومان و امامزادگان خوانده میشود. این زیارتنامهها عمدتاً دارای محتوایی غنی از عقاید صحیح اسلامی و یکی از منابع اصیل معارف شیعی بهشمار میآیند و در حقیقت کلید دروازه دلهای مشتاق و رهتوشه سفر معنوی انسان بهسوی حضرت حق جل و اعلاء بهشمار میروند. نشریه افق حوزه در گفتوگویی تفصیلی با دکتر محمدرضا فخر روحانی مترجم آثار عاشورایی به زبان انگلیسی، به بررسی ضرورت ترجمه زیارات معصومین علیهم السلام و نیاز انسان به معارف پرداخته است.

 

 چرا به سمت ترجمه متون حدیثی روی آوردهاید، خصوصاً احادیث و روایاتی که به واقعه عاشورا مربوط است؟

ورود بنده به ماجرای ادبیات عاشورای امام حسین به زبان انگلیسی بهطور ناگهانی نبود، بلکه بنده آرام آرام در این زمینه ورود کردم. حدود شانزده سال قبل یکی از همکاران از من سؤال کرد که آیا در زبان انگلیسی اشعاری درباره امام حسین وجود دارد؟ عرض کردم بنده چنین چیزی ندیده ام اما به دنبال آن میروم، بعد از مدتی تعدادی از اشعار انگلیسی در رابطه با امام حسین را پیدا کردم و چند سفر خارجی رفتم و مطالب بیشتری پیدا کردم، بعد هم ماجرای ترجمه کتاب سخنان امام حسین از مرحوم آیةالله نجمی پیش آمد که الان هم منتشر شده است، وقتی آن کتاب را ترجمه کردم، یکی از اساتیدی که در خارج از کشور هستند و هنوز هم ایشان را ندیدهام و از طریق ایمیل با هم ارتباط داریم با بنده تماس گرفتند و گفتند که قصد دارم مجموعه مقالاتی را در موضوعات اسلامی تهیه کنم و میخواهم بدانم کدامیک از نویسندگان در تراز جهانی میتوانند به این موضوع کمک کنند، بنده در ابتدا قصد همکاری با ایشان را نداشتم و فقط عرض کردم برای انجام این کار لازم است موضوع مقالات هویتاً اسلامیباشد، موضوعات پیشنهادی بنده، عید قربان و عید فطر و لیلةالقدر و امثال اینها بود که هویتاً اسلامی هستند، بین این موضوعات بعثت و غدیر و عاشورا هم وجود داشت که ایشان به بنده گفتند یکی از همین موضوعات پیشنهادی را خودتان بنویسید و بنده هم قبول کردم که راجع به عاشورا بنویسم و شروع به نوشتن مقالهای کردم که بعدها در یک مجموعه دائرةالمعارفی در آمریکا به چاپ رسید که عنوان آن islamic images هست.

 بهطور کلی اهمیت زیارتنامههای معصومین در چیست؟

 ویژگی زیارتنامهها این است که قبل از اینکه مقام معصوم را در چشم زائر بزرگ کنند، توحید را در دید انسان خیلی بزرگ میکنند و این پاسخی است به وهابیت که فکر میکنند زیارتنامه شرک است در حالیکه چنین افرادی حتی یک صفحه از زیارتنامهها را بهصورت روزنامهای و تصادفی نخواندهاند، و چنانچه یک صفحه از یک زیارتنامه را بهطور تصادفی نگاه کنند، بیشترین چیزی که در آن مشاهده میکنند توحید است، زیارتنامهها در واقع کلاس درس ائمه است، یکی از آقازادههای مرحوم علامه امینی میگفتند پدر ما اعتقاد داشت ائمه دو کلاس درس داشتند، یکی زیارتنامهها و دیگری ادعیه، یعنی با این دو کلاس درس انسانها را تربیت میکردهاند، یعنی اگر ما به زیارتنامهها بهعنوان یک کلاس درس و مکتب تربیتی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که زیارت کردن صرفاً یکی از شعائر خشک و خالی نیست بلکه در واقع هدفی در آنها وجود دارد و تمام کلمات و عبارات آنها ناظر به مفهوم خاصی است و هیچ عبارتی در زیارات زائد نیست. بنابراین زیارتنامهها باید ابتدائاً با دقت فهم شوند و بعد با دقت ترجمه بشوند.

نگاه شخصی من این است که تصوراتی که ما از مقام امام معصوم داریم، فقط نشاندهنده محدودیتهای امام معصوم است و بهترین توصیف از مقام معصوم، بهوسیله امام معصوم انجام میگیرد به همین دلیل ما برای نشر معارف دینی و شناخت معصوم به زیارتنامه احتیاج داریم، و هر چقدر بتوانیم معصوم را خوب توصیف کنیم، باز هم فردی هستیم که فاصله دینی و زمانی و تقوایی و معرفتی زیادی با امام معصوم داریم، بنابراین یک معصوم را معصوم دیگر میتواند خوب توصیف کند، وقتی از این دیدگاه به متن یک زیارتنامه نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که زیارتنامهها بهترین وسیله برای نشر معارف دینی هستند، متأسفانه کار خوبی در این زمینه انجام ندادهایم و حتی بنده وقتی ترجمه فارسی زیارتنامهها را نگاه میکنم، احساس میکنم این ترجمهها در شأن معصومین نیستند، تا چه رسد به سایر زبانها که کار زیادی صورت نگرفته است، چرا ما نباید تیم متخصصی داشته باشیم که ترجمه تفصیلی روان و قابل فهمی از زیارتنامه ائمه معصوم را به زبان اسپانیولی که زبان اکثر مردم قاره آمریکاست انجام بدهند؟

 در ترجمه متون تخصصی و دینی چه نکات و ظرافتهایی باید رعایت شود؟ و آیا کلمهها درترجمه ،آن معنای حقیقی خود را حفظ میکنند؟

 برخی از کلمات در زیارتنامهها برای توصیف معصوم به کار میرود اما همان کلمه در یک متن دیگر بهعنوان یکی از صفات خداوند آمده است برای نمونه در زیارتنامه امام حسین داریم و اشهد انک الامام البر الرضی الزکی الهادی المهدی، این «بر» هم در مورد امام حسین و هم در مورد خداوند به کار رفته است همچنین کلمه «الزکی». نکته مهم اینجاست که معادلی که در ترجمه این کلمات برای خداوند به کار میبریم، نمیتوانیم همان معادل را برای امام حسین به کار ببریم، چراکه واژهای که برای خداوند به کار رفته است با نگاه توحیدی است و با این نگاه به کار میرود که متعلق آن خداوند است اما وقتی همان واژه را در مورد امام معصوم به کار میبریم باید بدانیم که ما در حال توصیف خداوند نیستیم بلکه در حال توصیف امام معصوم هستیم یا اینکه برای فهم برخی از عباراتی که در زیارتنامهها موجود است، نیاز به شم تاریخی داریم مانند خامس اصحاب الکساء که این یکی از القاب امام حسین است و اگر کسی بخواهد آن را ترجمه کند، قادر به ترجمه لغت به لغت نیست و خواننده باید متوجه بشود که اصحاب کساء چه کسانی هستند و آیه تطهیر در چه موقعیتی نازل شده است، بنابراین لازم است به درون زیارتنامه ورود کنیم و یا اینکه من در مطالعاتم به این نکته رسیدم که بهترین توصیف از معصومین، در کلمات زیارتنامههایی است که از معصومین صادر شده است. بهترین توصیف از امام حسین هم در زیارتنامههای ایشان آمده است و بهدنبال مجموعهای از این زیارتنامهها بودم. زمانی که در مفاتیح الجنان به زیارت عاشورا و زیارت وارث و نیز به نسخههای مختلف آنها نگاه میکردم، متوجه شدم که بین نقلهای مختلف، در برخی از الفاظ اختلافاتی وجود دارد مثلاً در جایی آمده است و إِنّ و در جای دیگر فإِنّ ، من میخواستم بدانم کدام یک از اینها اصل است و زمانی که امام معصوم این زیارتنامه را انشاء کردهاند کدامیک از اینها را فرمودهاند، کدامیک از اینها تصحیفات بعدی است و من بهعنوان یک محقق بهدنبال این مسایل بودم، درست است که ما هنگام خواندن زیارت به قصد رجاء این کلمات را میگوییم، اما ذهن یک محقق غیر از ذهن یک زائر است، زائر به قصد صواب به زیارت میرود در حالیکه محقق بهعنوان یک کار علمی به زیارتنامه نگاه میکند.

 یک مترجم چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا یک متن دینی به مانند زیارتنامهها را ترجمه کند؟

تا مترجم به زیارتنامه اعتقاد نداشته باشد، قادر به نگارش ترجمه نیست این مهمترین نکته در مورد ترجمه کلید واژه زیارتنامهها است زیرا متن زیارتنامهها مانند متون خشک علمی نیست که ما چند فرهنگ لغت تخصصی را مبنای کار قرار دهیم. بنده به صراحت میگویم که نهتنها در چینش کلمات، حتی در ترکیب جملهبندیهای یک مترجم میتوانیم تشخیص بدهیم که او چه میزان اعتقاد به امامت دارد یا چه میزان صرفاً کار ترجمه کرده است. گاهی متنی که یک مستشرق ترجمه کرده است با نگاه از بالا به پایین به جامعه اسلامی است در حالیکه همان متن را فرد دیگری با اعتقاد به اسلام ترجمه کرده است و ما میبینیم که بین دو ترجمه تفاوت زیادی دیده میشود.

بنده اعتقاد دارم که حتی ترجمه کردن زیارتنامهها به تنهایی کافی نیست و باید ترجمه تفصیلی بشوند چراکه کلام معصوم هستند، درست است که امام معصوم این زیارتنامهها را به یک فرد عادی یاد میدادند ولی مصدر کلام، کلام معصوم است. یعنی این زیارتنامهها همانند حدیث هستند.

 برای معادلنویسی اصطلاحات موجود در این زیارتنامهها آیا قاموس و یا فرهنگ نامه معتبری وجود دارد؟

اکثر فرهنگنامههایی که به زبانهای مختلف در اختیار داریم، کمکی به ترجمه زیارتنامهها نمیکنند و برای ترجمه زیارتنامهها، بایستی فرهنگنویسی و قاموسنویسی نوینی انجام بدهیم و نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که این کار را مستشرقینی که اعتقادی به مسایل توحیدی ندارند انجام بدهند، بلکه شخصی باید این کار را انجام بدهد که هم زیارتنامه را میفهمد و هم به آن اعتقاد دارد و هم میتواند درون زیارتنامه سیر کند، اوست که میتواند برای اصطلاحات موجود در زیارتنامهها معادلگذاری کند.

در زمینه قاموسنویسی یا فرهنگ نگاری معطوف به زیارتنامهها باید گفت لازمه انجام این کار این است که ترجمه از سمت عربی به انگلیسی باشد و ما کلید واژههای زیارتنامهها را از عربی انتخاب کنیم و برای آنها معادلنویسی انگلیسی کنیم، در میان سال 1863 تا 1893 یعنی در قرن نوزدهم میلادی یک مستشرق انگلیسی به نام ادوارد ویلیام لین که مدت سی سال در مصر زندگی کرده بود، از این سی سال مدت بیست سال را صرف یادگیری زبان عربی نزد اساتید الازهر کرد و کتاب فرهنگ لغت عربی به انگلیسی به نام مد القاموس را به نگارش درآورد که این کتاب بارها در انگلستان و لبنان و احتمالاً در پاکستان به چاپ رسیده بود و مدتی قبل فایلی از این کتاب را پیدا کردم و کتابفروشی انتخاب در قم آن را به چاپ رساند. این کتاب در هشت جلد است که نگارش آن بیست سال به طول انجامیده است و در بین تمام فرهنگهای لغت عربی به انگلیسی، این کتاب تنها فرهنگی است که میتوان به معادلنگاری آن اعتماد کرد. چراکه ایشان زحمت زیادی برای نگارش این کتاب متحمل شده است، البته ایشان تألیفات دیگری راجع به اسلام و قرآن دارد اما این کتاب سرآمد تألیفات ایشان است و بنده برای ترجمه زیارتنامهها به این کتاب مراجعه میکنم و حس میکنم ایشان در بسیاری از کلمات به معادل صحیح کلمات عربی نزدیک میشود اما چون فضای فرهنگنویسی ایشان فضای فرهنگ نویسی عربی و با گرایش ادبیات است، زیاد وارد فضای زیارتنامه نمیشود.

بنده در زیارتنامهها به این نکته برخورد کردم که اوصافی که از امام حسین در زیارتنامهها آمده است بهترین توصیف از ایشان است الان هم در منابری که در ماه محرم برقرار است، کسانی که توصیفات زیارتنامهها را مبنای سخن خودشان قرار میدهند، بهتر میتوانند امام حسین را توصیف کنند، چراکه بهترین توصیف از امام حسین توسط زیارتنامههایی است که از امام صادق و امام باقر وارد شده است، از لحاظ تعداد، بیشترین زیارتنامههای امام حسین از امام صادق و بعد از امام باقر علیهما السلام صادر شده است، وقتی نگاه میکنیم میبینیم این اوصاف و القاب وارده در زیارات، یک معرفی کامل از امام حسین است و کتبی که در این زمینه ترجمه شده است نواقص زیادی دارند، درست است که معادل واژگانی برای توصیفات زیارتنامهها را آوردهاند، اما قادر به رساندن معنای این توصیفات نبوده اند. قبل از اینکه بنده موفق به ترجمه زیارتنامهها بشوم، کتاب مناقب آلابیطالب ابنشهر آشوب را نگاه میکردم ، در اواخر بخش امام حسین، مؤلف این کتاب حدود هفتاد لقب از القاب امام حسین را معرفی میکند و زمانی که بنده زیارتنامهها را میخواندم احساس میکردم که در زیارتنامهها القاب بسیار بیشتری وجود دارد و ابنشهر آشوب فقط تعدادی از آنها را ذکر کرده است بنابراین در زمانی که اقدام به ترجمه زیارتنامههای امام حسین کردم، تک تک القاب امام حسین که در زیارتنامهها آمده است را همراه با ترجمه آنها گردآوری کردهام که یک مجموعه بسیار قابل توجه گردآوری شده است هر چند این کار به پایان نرسیده است اما امیدوارم همزمان با پایان کار ترجمه زیارتنامهها، کتابی محتوی القاب امام حسین در زیارتنامهها به همراه ترجمه انگلیسی آنها آماده شود که این کتاب برای مترجمینی که بعد از این، اقدام به ترجمه چنین متونی میکنند راهگشا خواهد بود و یا حداقل برای آنها مدلی ایجاد کند تا بر اساس این مدل، کارهای دیگری انجام بدهند، و بنده تا به حال در هیچ نمایشگاه کتاب و کتابخانهای چنین مجموعهای که حاوی معادلگذاری چنین توصیفاتی باشد را نیافتهام.

 آیا مخاطب این زیارتنامهها فقط شیعیان میباشندو یا اینکه غیرشیعیان و حتی کسانی که با اسلام هیچ آشنایی ندارند هم میتوانند از معارف آن بهره ببرند؟

بله بهعنوان مثال نکتهای که در متن زیارت اربعین برای من جالب است، نگاه جهانی و نگاه بینالمللی یا نگاه بین الادیانی یا نگاه انسان مدارانهای است که در زیارت اربعین وجود دارد. یکی از عبارات زیبایی که امام صادق در این زیارت فرمودهاند این است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة، در این جمله یک نگاه جهانیسازی شده وجود دارد چراکه حرکت امام حسین حرکتی نبود که بخواهد شیعه را یا اهل کوفه را یا حتی مسلمانان را نجات دهد، بلکه امام حسین میخواست بشریت را نجات بدهد ولذا میبینیم که افق دید امام جهانی است، در واقع باید بگوییم امام حسین شهید انسانیت است و جان خود را فدا کرد تا بشریت را نجات دهد و به ارتقا برساند، من چنین نگاهی را حتی در زبان فارسی کمتر دیدهام و اگر بخواهیم معارف حسینی را در دنیا نشر بدهیم، باید به زبانی که هم به لحاظ زبانی و هم به لحاظ معنا و توضیحات برای دنیا قابل فهم است این کار را انجام بدهیم و باید این نگاه را داشته باشیم که این سفرهای است که به برکت اهلبیت باز شده است و هر کسی میتواند بر سر این سفره متنعم بشود.

وقتی با دید جهانی به قیام امام حسین نگاه شود، شخصی که حتی مسلمان نباشد دیگر حس نمیکند امام حسین به او تعلق ندارد بلکه احساس میکند امام حسین شخصیتی است که مانند خورشیدی پرفروغ همه انسانها را مورد لطف قرار میدهد و همه این احساس را پیدا میکنند که میتوانند در زیارت امام حسین از برکت ایشان استفاده کنند. وقتی این مطالب را در ملاقات با برخی از دوستان غیر مسلمانی که در دیگر کشورها دارم بازگو میکنم، عکسالعملهای خیلی خوبی دارند و میگویند شما که امامی به این خوبی داشتید که میخواست بشریت را نجات بدهد، فکر نمیکنید که لازم است او را بهعنوان یک پیامبر به ما معرفی کنید؟ چراکه این رفتار، رفتار یک پیامبر است، و بنده عرض میکردم که ایشان پیامبر نبودند، بلکه امام بودند. و یا زمانی که برخی از وقایع عاشورا را برای چنین دوستانی بیان کردم و نمونهها را برایشان توضیح دادم میگفتند ما تعجب میکنیم چنین حادثهای با این ابعاد در چهارده قرن گذشته در کشور عراق رخ داده است و شما اطلاعرسانی مناسبی برای آن انجام ندادهاید. مدتی قبل در کشور عراق کنفرانسی برگزار شده بود که در آن یکی از برادران اهلسنت از یکی از کشورهای جنوب شرق آسیا که دانشجوی دکترا هم بود میگفتند من تا به حال نمیدانستم شهری به نام کربلا وجود دارد و حرم امام حسین در آن قرار دارد من گمان میکردم عاشورا نام یک منطقه جغرافیایی است و از ماجرا اطلاع نداشتم، بنده دست او را گرفتم و به زیارت حضرت ابوالفضل و امام حسین بردم و برای او یک دوره تاریخ غدیر و عاشورا را به زبان ساده بازگو کردم.

اگر بخواهیم نگاه خود را به این معطوف کنیم که تبلیغات دینی را در چند محله خاص در شهرهای قم یا نجف و کربلا انجام بدهیم بههیچوجه زیبنده ائمه اطهار نیست و اگر میخواهیم برای اهلبیت کاری انجام بدهیم نباید به چیزی غیر از تبلیغات جهانی فکر کنیم، بنده به یکی از دوستان عراقی در کربلا عرض کردم هر وقت شما توانستید معارف حسینی را در چند کهکشان تبلیغ کنید، آن زمان یقین کنید که صدای تبلیغات شما به بغداد خواهد رسید اما تا زمانی که قصد داریم فقط شهر بغداد را پوشش بدهید یقین بدانید که صدای شما از بینالحرمین فراتر نخواهد رفت، شما اگر در اینترنت نام ویکتور هوگو و یا نلسون ماندلا را جستوجو کنید، خواهید دید که مطالب بیشتری از این شخصیتها نسبت به امام حسین در اینترنت وجود دارد و به قول یکی از دوستان در اثر کم کاری ما دنیا نلسون ماندلا یا مهاتما گاندی را بیشتر از امام صادق یا امام باقر میشناسند، مسئله این است که اگر بخواهیم هویت اهلبیت را جهانی کنیم، باید آثاری را که راجع به اهلبیت به نگارش درآمدهاند را جهانی کنیم که لازمهاش نگارش این آثار به زبان بینالمللی است.

کسانی که اعتقادی به توحید ندارند و هیچ آشنایی با تاریخ اسلام ندارند و فاصله زمانی و فرهنگی و اعتقادی زیادی با اسلام دارند و از روی نقشه هم قادر به پیدا کردن کربلا نیستند، اما هنگامی که برایشان گوشهای از مصائب امام حسین بازگو میشود، از ما میخواهند که قدری از خاک کربلا را برایشان ببریم، یکی از دوستان بنده از یکی از کشورهای اروپایی در کربلا به من گفتند ما در اروپا دانشجویانی از قاره آمریکا و از کشورهای مکزیک و بولیوی و دیگر کشورها داریم که اینها اساساً اعتقادی به معنویات ندارند و زمانی که بنده یکی دو صحنه از صحنههای عاشورا را برای آنها بازگو کردم، دچار التهاب شدند و برخی از آنها با صدای بلند گریه کردند و از من خواستند تا چیزی از کربلا و عاشورا به آنها بدهم، من کیفم را نگاه کردم و دیدم مهر تربت را همراه خودم دارم، مهر تربیت را به او دادم و اینبار که قصد زیارت کربلا را داشتم، آنها با اصرار از من میخواستند که فلانی برای ما نمونهای از خاک محلی را که امام شما در آن خاک به شهادت رسیده است را بیاور، من از دوستم سؤال کردم وقتی مهر کربلا را به آنها دادید چه گفتند؟ گفت آن شخص به من گفت زمانی که این مهر در اتاق من است آرامش خاصی دارم و زمانی که این مهر در اتاق من نباشد، به لحاظ روانی تحت فشار قرار میگیرم، این مهر آرامش عجیبی به من میدهد، اینها داستان و خاطره نیست، بلکه عین واقعیت است حالا ما که بر سر سفره اهلبیت بزرگ شدهایم، چه میزان در امر تبلیغ معارفشان در سطح جهانی کم کاری کردهایم.

 با توجه به آنچه که فرمودید ضرورت تبیین معارف اهلبیت در عرصههای بینالملل بیش از پیش احساس میشود پیشنهاد و راه کار جنابعالی در جهت تحقق این اهداف چیست؟

 بنده بهعنوان معلمی که بیش از بیست سال در نظام دانشگاهی کشور مشغول فراگیری زبان انگلیسی هستم احساس میکنم ماجرای ترجمه متون اعتقادی ما نیازمند یک حرکت بزرگ است و ضرورت تأسیس رشتهای به نام ترجمه متون شیعه را به بسیاری از اساتید عرض کردم که متأسفانه استقبال جدی از این پیشنهاد صورت نگرفت. اما خوشبختانه یا متأسفانه بخش پژوهشی حرم حضرت ابوالفضل در کربلا به مراتب برنامهریزی بیشتری در این خصوص دارد و بنده این موضوع را در دانشگاههای عراق یا بخش پژوهشی حرم امام حسین و حرم حضرت ابوالفضل دنبال میکنم، این یک ضرورت تاریخی است که بر عهده ماست، امام حسین فقط به ایرانیها یا شیعان تعلق ندارد، بلکه به همه جهان تعلق دارد و ما باید این کار را در سطح جهان انجام بدهیم، جای تأسف است که رسالهها و تز کارشناسی ارشد و دکتری که در گروه زبانهای خارجی دانشگاههای ما با چنین موضوعی ارائه میشوند، غالباً با بیمهری مواجه میشوند، به فرض که ما در گروههای آموزش زبان و ادبیات انگلیسی در ایران متخصصینی تربیت کنیم که چارلز دیکنز را از یک انگلیسی بهتر بفهمند، حال کدام انگلیسی حاضر است در یک شرایط مساوی به جای اینکه این موضوع را به یک هموطن فرهیخته و تحصیلکرده خودش ارجاع بدهد، او را رها کند و نگاه کند که کدام ایرانی راجع به چارلز دیکنز چه گفته است؟ زمانی که ما دیوان حافظ یا کلیات سعدی را میخوانیم، هیچگاه نمیگوییم منظور حافظ یا سعدی از این بیت به استناد مطلبی که فلان محقق کرهای گفته است این بوده است، هرگز چنین کاری نمیکنیم، چراکه میگویند یک فرد کرهای معلوم نیست که حتی شعر را روان و سلیس بخواند و در بهترین حالت دریافت او یک دریافت صحیح و قابل قبول است، و یا مثلا ما هرچقدر راجع به لایپزیک یا هگل کار کنیم، اروپاییها هیچوقت نظر محققین خود را رها نمیکنند تا بگویند منظور هگل در این جمله این بود به استناد اینکه فلان شخص از حوزه علمیه قم این حرف را زده است، حداکثر این است که بگویند خوب است که شما حرف هگل را فهمیدهاید اما فهم ما برای آنها حجت نخواهد شد، و چون ما اساساً تعلق به آن مکتب نداریم، قادر به نوآوری در آن مکتب نخواهیم بود، اما مکتب پر در و گوهر اهلبیت و زیارتنامهها چیزی است که ما را رشد داده است.

اگر متون زیارتنامههای ما به دست یک گروه مستشرقین بیفتد، آیا آنها زیارت اربعین و زیارت وارث یا زیارت عاشورا را همانگونه تفسیر و ترجمه میکنند که شایسته آنهاست؟ محققاً چنین کاری نخواهند کرد، بنده بهعنوان فردی که در این زمینه مطالعه دارم به شما عرض میکنم محققینی که در زمینه شرقشناسی کار میکنند به یقین به زیارتنامههای ما برخورد کردهاند اما چرا اقدام به ترجمه آنها نمیکنند؟ چراکه اگر به ترجمه متن زیارتنامهها اقدام کنند، عملاً در خدمت این متون قرار گرفتهاند و اینها را جهانیسازی کردهاند بنابراین چنین کاری را انجام نمیدهند و ما خودمان باید این کار را انجام بدهیم اما متأسفانه یک همت جمعی برای انجام چنین کاری وجود ندارد برخی از دوستان بنده میگویند چرا شما ترجمه این زیارتنامهها را بهعنوان یک پروژه دانشگاهی انجام نمیدهید؟ تنها پاسخی که برای آنها دارم این است که متأسفانه دانشگاههای کشور و مراکز تصمیمگیری ما هنوز به این بلوغ نرسیدهاند که آنچه برای گروههای زبانهای خارجی دانشگاههای ما ضرورت دارد ترجمه تراث ارزشمند شیعی برای جهانیان است نه اینکه فقط متخصصینی را تربیت کنند تا بتواند کتاب پینوکیو را به فارسی ترجمه کند، پینوکیو اثری ادبی در زبان انگلیسی تلقی میشود و اصل آن هم از زبان دیگری است که به انگلیسی ترجمه شده است و یا هر کتاب دیگری را که در نظر بگیرید، تا زمانی که چنین کتابهایی در مدار توجه باشند یقیناً متونی مانند زیارتنامه مورد توجه قرار نخواهند گرفت و این یک مطالبه تاریخی است که نظام دانشگاهی ما در این زمینه خلأ بزرگی دارد که تاکنون پر نشده است، امیدوارم روزی نظام دانشگاهی و وزارت علوم به این موضوعات توجه کنند.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٠١ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام