*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلي > افق خانواده > درنگستان 


سود و زیان کار
درنگستان
سود و زیان کار
روزی از روزها پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کاری را که می‌گوید انجام دهند‎. ‎از هر وزیر خواست تا کیسه‌ای برداشته و به باغ قصر برود و کیسه‌ها را برای پادشاه با میوه‌ها و محصولات تازه پر کنند‎.‎ ....
 ٠٩:٥٣ - 1396/04/31 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
درنگستان
دوزخ
عالم و استاد اخلاق معروفی به نانوایی رفت و چون لباس کهنه‌ای پوشیده بود، نانوا به او نان نداد و استاد رفت. مردی که آن‌جا بود عالم عابد و عارف مشهور را شناخت، به نانوا گفت این مرد را می‌شناسی؟ گفت: نه! ....
 ١١:٢٨ - 1396/04/22 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
ارباب ثروتمند فراموش شده ما
در سال قحطی، عارفی غلامی دید که شادمان بود! از او پرسید: چه‌طور در چنین وضعی شادی می‌کنی؟ .....
 ٠٨:٠٢ - 1396/04/17 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
چوب کبریت‌ها
درنگستان
وقتی که چوب کبریت‌ها راز ما را فاش می‌کنند!
ماه رمضان که به پایان رسید، پسر جوانی به پارک رفت تا روزه‌هایش را سبک و سنگین کند. او سی تا چوب کبریت به عدد روزهایی که روزه گرفته بود، جلویش چید و از خودش پرسید: ....
 ١٤:١٤ - 1396/04/01 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
چه کسانی مانع پیشرفت شما هستند؟
یک‌روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود: دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود، درگذشت! شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار می‌شود، دعوت می‌کنیم! ....
 ١٤:٠١ - 1396/03/25 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
چگونه می‌توانم مثل تو باشم؟
مرد زاهدی که در کوهستان زندگی می‌کرد، کنار چشمه‌ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند. سنگ زیبایی درون چشمه دید. آن را برداشت و در خورجینش گذاشت و به راهش ادامه داد. در راه به مسافری برخورد کرد که از شدت گرسنگی با حالت ضعف افتاده بود. کنار او نشست و از داخل خورجینش نانی بیرون آورد و به او داد. مرد گرسنه هنگام خوردن نان، چشمش به سنگ گران‌بهای درون خورجین افتاد. نگاهی به زاهد کرد و گفت: «آیا آن سنگ را به من می‌دهی؟» ....
 ٠٨:١١ - 1396/03/18 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
کـفـش‌ها
کـفـش‌ها
مردی برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد. در راسته‌ی کفش‌فروشان انواع مختلفی از کفش‌ها وجود داشت که او می‌توانست هرکدام را می‌خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا مشتری آزادی بیشتری برای تهیه کفش دل‌خواهش داشته باشد. ....
 ١١:٣٨ - 1396/03/11 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
تنور دنیا
درنگستان
تنور دنیا
در تنور دنیا آن‌قدر پخته شو، که به هیچ سنگی نچسبی!
 ١١:٤٣ - 1396/02/28 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
دریای دزد و قاتل!‏
درنگستان
دریای دزد و قاتل!‏
کفش کودکی را دریا برد؛ کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد… آن‌طرف‌تر مردی که صید خوبی داشت، روی ماسه‌ها نوشت: دریای سخاوتمند…
 ٠٩:١٢ - 1396/02/23 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
صداهای اضافه
زن جوان در حالی که دست کودک گریانش را می‌فشرد، از او پپرسید: که گفتی امیر کتکت زده، حالا نشونش میدم! ....
 ١٠:٣٥ - 1396/02/14 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
فرزند خوانده
درنگستان
فرزند خوانده
شاگردان سال اول دبستان، در کلاس درباره عکس خانواده‌ای بحث می‌کردند. در عکس پسر کوچکی، رنگ موی متفاوتی با سایر اعضای خانواده داشت. ....
 ٠٩:٠٣ - 1396/02/07 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
چوپان راستگو
درنگستان
چوپان راستگو
شخصی با خودروی شخصی‌اش به مسافرت رفته بود. هنگام اذان ظهر، در یکی از جاده‌های بیرون شهر، روی تپه‌ای چیزی مشاهده کرد: ...
 ١٢:٣٢ - 1396/01/31 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
بزرگترین ثروت
دکتر ویکتور فرانکل، مردی بود که توانست از زندانی در لهستان فرار کند. او با توجه به خودکشی‌ها و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود، روان‌شناسی بسیار متبحر شده و مدیر مدرسه‌ای فعال بود. او در آغاز هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را می‌فرستاد‎: ....
 ٠٧:٣٨ - 1396/01/24 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
فرصتی برای تحول
درنگستان
فرصتی برای تحول
فیلسوفی با شاگردش در حال قدم زدن در یک جنگل، به خانه‌ای برخوردند که علی‌رغم مکان بسیار مناسب، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: بسیاری از مردم، در بهشت به سر می‌برند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی محقرانه زندگی می‌کنند. ....
 ١٤:١١ - 1396/01/16 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
زیان تجمل
درنگستان
زیان تجمل
در چین باستان، شاهزاده‌ی جوانی تصمیم گرفت با تکه‌ای عاج گران‌قیمت، چوب غذاخوری بسازد.‏ پادشاه که مردی عاقل و فرزانه بود، به پسرش گفت:‎‏ بهتر است این کار را نکنی، چون این چوب‌های تجملی موجب زیان توست‎! ...
 ٠٩:٢٣ - 1395/12/24 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
آتش کینه
درنگستان
آتش کینه
کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت، زمین حاصل‌خیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود. هنگام برداشت محصول بود. شبی از شب‌ها روباهی وارد گندم‌زار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد. ....
 ١٣:٣٥ - 1395/12/10 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
ایمان قلبی
درنگستان
ایمان قلبی
استادی به شاگردانش عقیده می‌آموخت؛ لااله‌الاالله یادشان می‌داد. آن‌را برایشان شرح می‌داد و بر اساس آن تربیت‌شان می‌کرد. روزی یکی از شاگردانش طوطی‌ای برای او هدیه آورد، زیرا استاد پرورش پرندگان را بسیار دوست داشت. ...
 ١٠:١٣ - 1395/12/05 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
درنگستان
مترسک
از مترسکی سؤال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟ ...
 ٠٨:٢٦ - 1395/11/28 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
درنگستان
فانوس‌های دریایی زندگی شما کدام‌اند؟
▪ ‎بدانیم، قرار نیست همه‌چیز مطابق میل ما تغییر کند؛ گاهی اوقات باید و بهتر است، خود ما تغییر کنیم. ....
 ١٠:٣٥ - 1395/11/21 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
کدام روز برای عبادت بهتر است؟!
درنگستان
کدام روز برای عبادت بهتر است؟!
شخصی از عالمی پرسید: کدام روز برای عبادت بهتر است؟! عالم فرمود: یک روز قبل از مرگ! ...
 ٠٨:٠٣ - 1395/11/14 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
حکایت مرگ و زندگی
درنگستان
حکایت مرگ و زندگی
شگفتا از شما! که، «به ماندن اطمینان ندارید و برای رفتن نیز آماده نیستید»! ....
 ٠٧:٤٥ - 1395/11/07 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
زیبایی نهفته در یک لکه ننگ
درنگستان
زیبایی نهفته در یک لکه ننگ
در یکی از رستوران‌ها، گروهی ماهی‌گیر دور هم جمع شده و در حال خوردن قهوه و گپ زدن بودند. ....
 ٠٨:٥٧ - 1395/10/30 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
نمک و آب
درنگستان
نمک و آب
روزی شاگرد یک پیر دانا از او درخواست «درسی به یاد ماندنی» کرد. پیر از شاگردش خواست کیسه‌ی نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه‌ی آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن‌هم به سختی! ....
 ٠٨:٤٤ - 1395/10/23 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
درنگستان
سبد را مقابل خود نگه دارید!
بزرگی میگفت: یک وقت جلوی شما یک سبد سیب میآورند، شما اول برای کناریتان برمیدارید، دوباره بعدی را به نفر بعدی میدهید. ....
 ١١:٣٥ - 1395/10/14 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
قایق خالی
درنگستان
قایق خالی
پدر بزرگم می‌گفت: وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم، یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری می‌کردم و ساعت‌های زیادی را آن‌جا در تنهایی می‌گذراندم. ...
 ١٣:٠٨ - 1395/10/08 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
آب باشید!
درنگستان شماره 215
آب باشید!
در حیرتم از خلقت آب! اگر: با درخت همنشین شود، آن‌را شکوفا می‌کند؛
 ٠٩:٤٣ - 1395/10/02 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
یک فنجان قهوه
درنگستان شماره 214
یک فنجان قهوه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفت‌وگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد. استاد از آشپزخانه بازگشت و به آن‌ها قهوه در انواع متفاوتی از فنجان‌ها تعارف کرد. فنجان‌های شیشه‌ای، فنجان‌های کریستال، فنجان‌های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گران... ‏
 ١١:٢٠ - 1395/09/25 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
هدف
درنگستان 213
هدف
وقتی دلیلی به اندازه‌ی کافی بزرگ داشته باشیم، راه هر کاری را پیدا خواهیم کرد.‏ ....
 ١٠:٤١ - 1395/09/20 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
حسرت مشترک!
درنگستان شماره 212
حسرت مشترک!
یک پرستار استرالیایی بعد از 5 سال تحقیقات در خانه‌های سالمندان، بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که در بین بیشتر آن‌ها مشترک بوده،‌منتشر کرده است. ....
 ٠٨:٥٩ - 1395/09/09 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
درنگستان
درنگستان شماره 210
تیشه بر راه خود انداختن!
مردی ساده‌لوح زیر سایه‌ی درختی نشسته بود، عقابی بزرگ و تیز چنگال را دید که مرغی را به چنگال گرفته و در آسمان روستا پرواز می‌کند. با خود اندیشید که باید هرطور شده به کمک مردم ده برود و آنان را از شرّ عقاب خلاص کند. ....
 ٠٩:٥١ - 1395/09/04 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>

2 3 4 5 6 صفحه بعدی >>





يکشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام